همه چیز زن معماست و همه چیزش یک راه حل دارد که نامش بارداری
است.
زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقهاى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند. یکى از دامادها را به خانهاش دعوت کرد و در حالى که در کنار
استخر قدم مىزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون
استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد. فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠۶ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد. داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠۶ نو هدیه گرفت که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت» نوبت به داماد آخرى رسید. زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت. امّا داماد از جایش تکان نخورد. او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم. همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد. فردا صبح یک ماشین بىامو کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشهاش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت
همه چیز زن معماست و همه چیزش یک راه حل دارد که نامش بارداری
است.
ادامه مطلب ...
هرگاه علاقه ی به چیزی شدت یابد، به گونه ای که آدمی را مسخر خویش نماید ، «عشق»
نامیده می شود. عشق در واقع شدت محبت است. عشق؛ ع: علاقه، ش: شدید، ق:
قلبی ، عشق یعنی: « علاقه ی شدید قلبی » . از این رو گفته اند: محبت چون به غایت
رسد آن را عشق خوانند و عشق ، خاص تر از محبت است. زیرا که همه ی عشق، محبت
باشد، اما همه ی محبت ، عشق نباشد.
مردی زن سیده پیری داشت، خواست که زنی دیگر بگیرد. زن اول مطلع
شد و گفت : چرا از امیرالمومنین (ع) یاد نمی گیری که تا فاطمه ی زهرا
(س) را داشت، زن دیگری نگرفت آخر من هم از اولاد فاطمه ام . گفت:
ای خانم ! حضرت فاطمه س 9 ساله به خانه ی علی (ع) آمد و 18 ساله
وفات کرد و شما چهل ساله به خانه ی من آمدید و حالا نود ساله شده
اید و هنوز نمرده اید تا من فارغ شوم!